تبلیغات
ارتباط جمعی



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-11:11 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

نمودار مدل ارتباط جمعی

 

 

 

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-11:09 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

مدل ارتباط جمعی

 

 

 

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-11:00 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

تصاویری در باب موضوع ارتباط جمعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:59 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

ارتباط

1- تعریف ارتباط:

ارتباطات انسانی مجموعه ای از فرآیندهای ظریف و دقیق با هزاران مولفه، علامت، رمز و معنی است که همواره وجود دارد. گاه به کارگیری یک واژه یا ایما یا اشاره و یا به واسطه یک وسیله ارتباطی، ارتباطات انسانی برقرار و سبب تعامل مردمان با یکدیگر می گردد. افراد برای زندگی در اجتماع و نیز حفظ فرهنگ خود مجبور به ایجاد ارتباط با دیگران هستند. ارتباطات انسانی امروزه چنان متنوع و فراگیر و پیچیده گشته است که وجوه مختلفی از علائم کلامی و غیر کلامی را در بر می گیرد. در فرهنگ لغات و بستر (webster)/ communication/ عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادلهایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه، مراوده داشتن استفاده شده است. که این عمل برقرار کردن ارتباط می تواند از طریق کلمات، حروف، پیام ها، کنفرانسها، مکاتبه ها و دیگر راهها انجام گیرد.
جورگن روش در کتاب ارزش های ارتباط و فرهنگ، ارتباط را فراگردهایی می داند که بر مبنای آن انسان ها همدیگر را تحت نفوذ قرار می دهند. کلود شنن نیز می نویسد: ارتباط عبارتست از تمام روشهایی که از طریق آن ممکن است ذهنی بر ذهن دیگر تأثیر بگذارد. این عمل نه تنها با نوشته یا صحبت کردن، بلکه حتی با موسیقی، هنرهای تصویری، تئاتر و عملا تمام رفتارهای انسانی عملی است.
در مجموع تعاریف اندیشمندان بر جنبه های مختلف فرایند ارتباط تأکید می کنند. به عنوان مثال اندیشمندی چون آزگود عمل تأثیر گذاری و تأثیر پذیری را نه فقط بین افراد بلکه بین سیستمها مطرح می کند. برخی نیز مسأله تأثیر و یا جریان محرک و پاسخ را در تعریف ارتباط به صورت انتقال معنی مطرح می کنند. به عنوان مثال هنری لیندگرن در کتاب هنر ارتباط انسانی می گوید: ارتباط از دیدگاه روان شناسی فراگردی است حاوی تمام شرایطی که متضمن انتقال معنی باشد. گروهی از اندیشمندان دیگر به مسأله ترغیب و اقناع یا همانندی و اشتراک فکر در فرایند ارتباط تأکید می کنند. ارسطو در تعریف ارتباط می گوید: ارتباط عبارتست از جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران.
از مجموع تعاریف موجود می توان به نتایج زیر رسید:
1- ارتباط فراگرد تولید نمادها و معنی است.
2- ارتباط فرایند انتقال اطلاعات، نشر و دریافت پیام است.
3- ارتباط جریان دوسویه بین پیام دهنده و پیام گیرنده است.
4- ارتباط تأثیرگذار بر رفتار، شناخت و عاطفه است.
5- ارتباط گاه مستقیم و گاه غیر مستقیم و به واسطه وسایل ارتباطی برقرار می گردد.
6- ارتباط حاوی عناصر نفوذ، تحریک و کنترل است.

2- اجزاء و عناصر سازنده ارتباط:

در هر نوع ارتباطی عناصر ذیل دخیل است؛ به عبارت دیگر تأثیر مطلوب و مورد نظر در ایجاد ارتباط منوط به وجود چند عنصر است به طوری که حذف هر یک سبب عدم برقراری ارتباط یا کندی دسترسی به اهداف از طریق ارتباط می گردد:
الف- منبع پیام یا فرستنده: زمانی که ما با یک نامه، عکس و یا پیغام ضبط شده تلفن روبرو می شویم، اولین چیزی که نظر ما به آن جلب می شود این است که بدانیم چه کسی نامه یا عکس و پیغام را برای ما ارسال کرده است، در واقع هویت فرستنده یا منبع پیام مهم ترین بخش از فرایند ارتباط و هر پیام است که به ما کمک می کند تا هم چگونه تصمیم بگیریم و یا تا چه حد به پیام دریافتی اعتماد کنیم.
ب- گیرنده و دریافت کننده پیام: هر پیام از منطقه ای شروع می شود و در نقطه ای پایان می یابد. به عبارت دیگر زمانی که از سوی فرستنده پیامی صادر می شود در واقع هدف نهایی وی در تعیین و مشخص بودن گیرنده پیام مستتر است.
ج- پیام: هر پیام برای منتج شدن به تأثیرهای مطلوب و مورد نظرصادر می شود بر همین مبنا دیوید برلو پیام را یک تولید علمی و فیزیکی از منبع رمزگذار تعریف می کند.
بنابراین زمانی که ما با دیگران سخن می گوییم، یا از طریق تلویزیون برنامه ای را می بینیم و ...، در حقیقت با یک پیام مواجه هستیم. برلو معتقد است که سه عامل در هر پیام وجود دارد:
الف- رمزها یا کدهای پیام ب- محتوای پیام ج- نحوه ارائه پیام
پیام های دریافتی شکل های متفاتی دارند، صدا، نور، نوشتار، حروف، عکس و نقاشی و ... هر کدام به گونه ای پیام خاص هستند و گاهی تمامی این عناصر یک جا در هم آمیخته شده اند و یک پیام را بوجود می آورند.
رمز یا نشانه از جمله ی نمادهایی هستند که به شیوه ای ساخته شده اند که حاوی معنا و منظوری خاص هستند. به طوری که مقصود فرستنده پیام مشخص و گیرنده پیام متوجه پیام او می شود. نقشه، تصاویر، مدلها، خطوط، اعداد و ... جزء این رمزها می باشند. کاربرد رمزها در ایحاد ارتباط به تمدنهای قدیم می رسد که امروزه نیز در اثر نیاز فوری به درک سریع پیام ها و نیز ضرورت پاسخ سریع استفاده از رمزها و کدها بسیار گسترش یافته است با این تفاوت که شکل و نوع رمزها و نشانه ها تحول و تغییر یافته اند. مانند علائم راهنمایی و رانندگی یا کدهای رایانه ای.
دومین عامل سازنده پیام، محتوا می باشد. برلو محتوای پیام را چنین تعریف می کند: «مطلوب درون پیام که به وسیله منبع برای بیان هدف او انتخاب شده است» براساس محتوای پیام است که گیرنده پیام متاثر می شود یا قضاوت می کند و عامل آخر نحوه ی ارائه پیام است و آن عبارت است از تصمیم هایی که منبع ارتباط برای انتخاب و تنظیم و ترتیب کدها و محتوا می گیرد. به عبارت دیگر شیوه های خاصی که فرستنده پیام انتخاب می کند تا محتوای پیام خود را به خوانندگان و گیرندگان ارائه کند. استفاده از علائم خاص، تکرار جمله ای خاص، حذف و یا ترکیب لغاتی خاص و ... از جمله این شیوه ها است؛ به عنوان مثال روزنامه نگاری که خواهان ارسال پیامی به خوانندگان خود است، سعی می کند تا با شیوه های مختلف در ارسال هر چه سریع تر پیام و خبر خود مانند درشت کردن برخی ازکلمات، درج و صفحه اول، استفاده از عکس یا حرفی خاص و ... اقدام کند. امروزه رسانه های خبری بسیار تلاش می کنند که از شیوه های تکراری برای ارائه اخبار خودداری نمایند زیرا نفوذ اخبار کاهش یافته و به نوعی بیماری روحی و روانی تبدیل می گردد.

ارتباطات، نظم و فرهنگ:

زندگی امروز انسان ها تا حد بسیاری به ارتباطات بستگی دارد. به ویژه آنکه بسیاری از مردم جهان از طریق ارتباطات تأمین معاش می کنند. سطح مراودات چنان کنند که اگر انسانی از ایجاد ارتباط با دیگران خودداری نماید یا دور بیفتد، در گذران زندگی خود با مشکلاتی روبرو می شود. شیوه های مختلف ارتباطات افراد با یکدیگر و این که افراد با چه کسانی یا چیزهایی ارتباط برقرار می کند و ... در واقع رابطه و نسبت ارتباطات و فرهنگ را مطرح می سازد. چرا که وقتی ارتباطات تغییر می کنند، عناصر فرهنگی نیز به تبع آن تغییر می یابند. افراد از طریق ارتباطات رفتار همدیگر را کنترل می کنند و خود را با گروه ها هماهنگ می نمایند این نحوه تعامل در صورت تعادل و برقراری سازش اجتماعی منجر می گردد. بدین معنا زمانی که در یک جامعه وسیع تعامل رسانه ها نظیر روزنامه ها، تلویزیون، و ... با یکدیگر از یک سو و نیز پیروی کردن آنها از ارزش ها و هنجارهای مقبول و انتقال آنها به مخاطبان سبب تحت تأثیر قرار دادن افکار و عقاید و رفتار افراد جامعه می گردد به گونه ای که نوعی فرهنگ گفت و شنود هماهنگ ترسیم می گردد. امروز در اثر گسترش و نفوذ وسایل ارتباطی، به جرأت می توان گفت که هیچ کنش و رفتاری را نمی توان از تیررس ارتباطات در امان نگه داشت ترکیب و شکل ارتباطات چنان توسعه و تنوع یافته است که حتی ساختار نوع جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد. شکل های مختلف انتقال پیام، نشانه ها، نمادها، رمز گذاریها و ... همه جزیی از ارتباطات و فرایندهای فرهنگی هستند که نتیجه آنها آموختن شکلی از رفتار به اعضای گروه و جامعه است در زمانی که رفتاری آموخته شود و از سوی افراد، به صورتی مشترک اعمال گردد جنبه فرهنگی پیدا می کند. از این کارکرد رسانه ها جهان بینی انسان ها گسترده تر شده است، مفاهیم و مقولات زیادی شکل گرفته اند که بر اساس آن نگاه به جهان اطراف را متعدد ساخته است. مردم عمل گرا به علائم شده اند عمل گرایی که به دنبال آن معنا و نمادی مستتر است.
از نظر نظریه پردازان اجتماعی ارتباطات، مهم ترین کارکرد ارتباطات گسترش همگرایی (coorientation) است نیوکوم معتقد است که همگرایی به معنای آن است که مردم به هنگام ارتباط با همدیگر به طور همزمان نسبت به همدیگر به عنوان ارتباط گر، نسبت به اشیای مورد ارتباط خود موضع گیری می کنند. این هم گرایی مبنای روان شناختی رفتار گروهها و اجتماع را تشکیل می دهند. البته از نظر نیوکوم اگرچه این همگرایی سبب سازگاری و جفت شدن می شود اما این همگرایی ها قابل تغییر هستند. این ساخت و تغییر همگرایی از یک سو به انگاره های فرهنگی و ترکیب نقشها، پیام ها و رمزها مبتنی است و از سویی دیگر به جهت گیری اجتماعی رسانه های گروهی اعم از رادیو، تلویزیون و مطبوعات وابسته است.
از نظر این نظریه پردازان برای وجود رفتارها و کنش های قابل پیش بینی و همگرایی در هر گروه سه نوع مشخصه را می توان در نظر گرفت. که تغییر یا وجود هر یک می تواند به وقوع کنش ارتباطی معینی ختم گردد:

الف) همگونی جهت گیری به سوی اهداف:

چنان که می دانیم وجود هدف مشترک مهم ترین عامل تشکیل و انسجام یک گروه می باشد، اگرچه این هدف مشترک لزوما بر تشابه کنش تمام افراد گروه دلالت نمی کند بلکه فقط در مورد تقاضا یا انتظار دلالت می کند. بدین معنا که همه افراد گروه انتظار دارند که هر عضو نقش خاص و تفکیکی خود را ایفا کند.

ب) همگونی در توافق ادراک شده:

یعنی همگونی طرز تلقی ها و داوری ها درباره همگونی جهت گیری یا اهداف، یعنی این که در بین افراد درگیر در گروه خصوصا در فرایند ارتباطات و در مورد انتقال اطلاعات و استفاده از نمادها و ... توافق مشترک وجود داشته باشد.
ج) جاذبه در میان اعضا: ارتباطات مثبت با جاذبه بین اعضاء همراه است این جاذبه یا دل بستگی، فراوانی اش سبب تعامل بیشتر و یا برعکس خواهد شد.
هومنز معتقد است که جذبه یا دل بستگی میان افراد با میزان تقاضا برای همگرایی که توسط کنش های ارتباطات برآورده می شود تغییر می یابد.
بنابراین، کنش های ارتباطاتی که رسانه های گروهی خصوصا امروز در آنها دخیل اند - می توانند به عنوان پیامدهای تغییر در روابط بین ارگانیسم اجتماعی و محیط عمل نمایند که البته گاهی این تغییرات آنی و گاهی قابل پیش بینی هستند. این کنش های ارتباطاتی، یا پیامد ایجاد تغییراتی در نقاط مختلف نظام روابط دو یا چند ارتباط گر و موضوع ارتباط هستند یا منجر به بروز چنین تغییراتی می شوند بنابراین به منظور پیش بینی کنش های افراد و جلوگیری یا تسریع در یک رویداد می بایست به رویداهای درون نظام ارتباطاتی دقیق شد، تا با در نظر گرفتن این شناخت تعامل اجتماعی را حفظ یا توسعه داد.
با توجه به پیوستگی ارتباطات و فرهنگ می دانیم که فرهنگ زمینه تطابق افراد جامعه با محیط را فراهم می سازد بنابراین می توان گفت که هر نظامی نیاز به پیام های قابل انتقال دارد، که محتوای این پیام ها می تواند دینی، ارزشی و اخلاقی و .... باشد، تا خود را با محیط اطراف تطبیق دهد. این امر به سطح نظام اجتماعی یک کشور بستگی دارد. هر چه قدر که وسعت کشور بیشتر باشد می بایست شبکه ارتباطاتی و اطلاعاتی آن نیز گسترده باشد تا اولا تمام پیام های موجود به افراد منتقل شود. ثانیا جزئیات و اهداف پیامها چه در سطح فردی و چه در سطح گروهی مشخص باشد. اگرچه بهترین نوع پیام را می توان پیامی دانست که مبتنی بر یک انگاره، فرهنگی و ارزشی باشد و چه این که چنین پیامهایی دارای معانی مشترک و سطح بالایی از توافق را به همراه دارند، از سویی دیگر در انتقال پیام ها و به منظور افزایش اثر پیام می بایست به جنبه های عاطفی وشناختی آن توجه داشت در حالیکه متأسفانه در جامعه ایران، نه سطح شبکه ارتباطاتی چنان گسترده است که تمام افراد در گوشه و کنار کشور را در بر می گیرد و نه در بخش اعظم برنامه رسانه های ما انگاره های فرهنگی و ارزشی و ابعاد شناختی و عاطفی در پیام های ارتباطاتی رعایت می شود. در حالیکه رسانه های حقیقی می بایست همواره هم به ارضای نیازهای مخاطبین خود توجه کنند و هم به راه حل مسایل اشاره کنند. از این نقطه نظر، رسانه ها و ارتباطات رفتارها و کنش های برون داد و درون داد افراد را نیز را در بر می گیرد. بر این اساس هم می توان در شخصیت میل به کنش ایجاد کرد و هم در سطح نقشی پیش بینی رفتار و هدایت را بوجود آورد.
ایجاد نظم اجتماعی به ایجاد روشی منظم از تعامل اجتماعی بستگی دارد. تعامل اجتماعی عمدتا از گفتاری بوجود می آید که مردم را نزدیک به یکدیگر و گرد هم می آورد. در حالی که همیشه ما نسبت به نوع گفتار در تصحیح دارد، وجود گفتاری نامناسب یا ناشناخته کنش های نامناسبی را ایجاد می کند. امروزه از لحاظ اجتماعی و فنی این امر به اثبات رسیده است که خصوصا سازمان های تصیم گیرنده لزوما باید بکوشند تا از طریق وسایل ارتباطاتی به ایجاد و حفظ ساختاری نمادین مشترک بپردازند تا ضمن هدایت رفتارها و مهار آنها به فرایند ساخت و نگهداری ساختار فرهنگی جامعه کمک نمایند. چرا که فرآیند تعامل اجتماعی مثل سایر فرآیندهایی که بازخور دارند هنگامی که دچار تزلزل می گردد به نوسان می افتد که این امر در کوتاه مدت سبب به روز کنش هایی متفاوت فردی - اجتماعی و حتی عاطفی می گردد. و بی جهت نیست که افرادی که بسرعت جزء محبوب ترین فرد گروههای یک جامعه به شمار می آیند معمولا در چنین جو پرتنش و اظهار ایده ها بیشتر از سایرین تلاش می کنند. ثبات اجتماعی با وجود فرهنگی مشترک به دست می آید چرا که چنین فرهنگی که از توافق مشترک افراد است زمینه را برای به روز انگیزه های قومی مهیا می سازد و به آن نظم می بخشد، انجام کار را ارتقاء می دهد و روابط اجتماعی را هماهنگ می سازد.
پایبندی افراد به گروه ها یا جامعه تا زمانی است که حیات منظم و طبیعی او دچار مخاطره نیافتد زیرا در غیر این صورت نجات خویش، وی را مجبور خواهد ساخت حتی تا مرحله درگیری پیش رود. امروز اساسی ترین جنبه در تعامل و گفت و شنود آنست که فرد باید طوری رفتار کند که دیگران هم او را کامل درک نمایند و خود را بر یکدیگر حفظ کنند. در حالیکه اگر شخص بدون توجه به دیگران فقط به فکر برآورده ساختن نیازها و یا پایبندیهای پسندیده یا ناپسند خود باشد، محدودیت هایی بر عملمکرد وی از سوی دیگران تحمیل می شود. مگر آنکه رفتار خود را تصحیح نماید. بنابراین علایق و احساسات فرد باید طوری بیان شود که دیگران از آن به عنوان یک منبع برای همبستگی و دلبستگی مناسب استفاده نمایند. این افزایش همدلی سبب تقویت توانمندیها و پلی برای رفع مشکلات می شود. به قول مولانا:
ای بسا هندو و ترک و هم زبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
حال اگر بیزاری و درگیری حاکم گردد، ناستواری گروه یا جامعه اجتناب ناپذیر خواهد بود. این بیزاری به سوء رفتار و سوء اخلاق منجر می شود.
در چنین شرایطی مسلما نقش رسانه های ارتباطاتی نمایان تر می گردد. زیرا امروزه رویا رویهای اجتماعی بسیار گسترده و انبوه گشته و رسانه ها واسطه پر قدرت و مؤثر این رویارویها شده اند. به طوری که هم می توانند در برانگیختن و هم در گسترش تعامل افراد دخیل باشند. از ترویج ارزش ها و کنترل رفتارهای افراد تا انحراف و درگیری میان افراد رسانه ها می توانند در جوامع کارکرد داشته باشند.

قدرت سحر آمیز رسانه ها - تبلیغات:

در دوره ی پس از جنگ جهانی دوم تمامی کارشناسان علوم ارتباطات و سیاست به قدرت خارق العاده وسایل جمعی خبری اذعان دارند. آنها معتقدند که رسانه ها از چنان قدرتی برخور دارند که می توانند در دگرگون ساختن افکار عمومی و سوق دادن توده مردم به طرف نظر گاهی و حتی شورش و انقلاب دخیل باشند. که این اثر رسانه ها در قدرت تبلیغاتی آنها نهان است. با بررسی انجام گرفته این واقعیت محرز گشته که این تبلیغات از ابزار قدرت دنیای امروز است که می تواند دگرگون ساز باشند. قدرت تبلیغات رسانه ها چنان است که می تواند در کم ترین زمان هزاران فرد را در ملغمه ای از نفرت، اراده و امید در هم آمیزد. شعله های نارضایتی و جنگ و اختلاف نظر را با فولاد شور و اشتیاق نرم سازد. این چکش و سندان نوین همبستگی اجتماعی همان تبلیغات رسانه ها می باشد. برانگیختن احساسات، علایق، ایجاد ترس و نفرت از دشمن در شهروندان، حفظ روحیه در سختی ها، استفاده از انرژی و توان افراد به بهترین وجه ممکن برای کشور، از طریق قدرت تبلیغاتی رسانه ها ممکن است. لذا می بایست پیام های تبلیغاتی رسانه ها طوری طراحی شوند که به صورت گزارشات خبری، تصاویر، فیلم، نوار، سخنرانی، موعظه، پوستر، علائم و ... با ساده ترین شکل و پر نفوذترین میزان به مردم القا شوند.

قدرت ویران کنندگی رسانه ها:

از نظر تحلیل گران سیاسی امروزه سرنگونی نه به وسیله مسلسل و سلاح آتشین بلکه با رسانه هاست. پوشش جهانی تلویزیون و سایر وسایل ارتباط جمعی، نقش نظام رسانه های جهانی جدید را چنان کرده است که حتی کنترل رسانه های داخلی برای سیاستمداران کشورها را دشوار ساخته است. نفوذ متراکم رسانه ها با روند جهانی شدن به قلمرو اقتدار آنها در سراسر کره زمین افزوده است. این در هم آمیختگی نشر و انتشار اخبار به واسطه انواع رسانه ها، رهبران بسیاری از جوامع را به اتخاذ شیوه های استراتژیک به منظور حفظ مشروعیت و کاهش تعارضات درونی وادار ساخته است. حتی هشدارهای آگاهانه نسبت به توان بالقوه رسانه ها در تجاوز به حریم خصوصی شدت یافته است. وقوع برخی نابهنجاری ها و جرایم به پیام های انتقالی رسانه ها مرتبط است. دگرگونی در تفکر و شیوه های رفتاری چنان گشته است که به وجود تعارضاتی بین افراد خصوصا در جوامع جهان سوم که قدرت گزینشی ندارند، نظم اجتماعی را مختل ساخته است. تافلر در کتاب جابه جایی در قدرت می نویسد: «هر حکومتی که نتواند برای جلوگیری از این دسته بندی اطلاعات به اقدامی ملموس دست زند، تحولات سیاسی آینده را به جان خریده است.»
در جامعه امروز رسانه ها مشمول قانون حضور در همه جا (Low of ubiquity) هستند. بدین معنا که محرکه های قوی تجاری و سیاسی زیر ساخت الکتریکی جد



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:46 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

نقش ارتباطات ووسایل جمعی درزندگی اجتماعی

نقش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی در زندگی اجتماعی




عصر حاضر را عصر ارتباطات نامیده اند. زیرا ارتباطات و اطلاعات انتقالی از آن ابزاری مهم برای تصمیم گیری، تعامل بین انسانی، هویت بخشی و هویت ستاندن، جهت دهی به افکار و اندیشه ها و ابزاری بر سلطه است. سیل تصاویر و نمادها و واقعیت های گاه متعارض از طریق تکنولوژی برتر رسانه های ارتباطاتی با نفوذ هر چه بیشتر در جوامع سبب گردیده تا شهروندان و رهبران سیاسی در وضعیتی بحرانی قرار گیرند. در اثر داده ها و اطلاعات پخش شده رسانه ها دانش بیشتری نشر و شهروندان از هوش لازم برخوردار گردیده اند به طوری که دیگر حکومت ها به سختی می توانند آنها را در بازیهای سیاسی و مانورهای قدرتی خود به انحراف و تحریف بکشانند. و از سوی دیگر با رشد دانایی و آگاهیهای مردم مطالبات آنها از حکومت فزونی یافته و میل به از نو ساختن و تغییر و تحول را برای رسیدن به وضعیتی که خود می خواهند، را افزایش داده است. بنابراین دانایی حاصل از اطلاعات رسانه ها امروز بگونه ای است که می تواند در حیات سیاسی جوامع در شکل قدرتی مهار نشدنی نقش آفرینی کند. در اثر نقش غیر قابل انکار رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی تاکتیک ندانستن زیردستان برای حفظ مافوق کارایی نداشته، زیرا دیگر رهبران سیاسی چندان قدرتی در سدبندی و سانسور اخبار ندارند. بر همین مبناست که تاکتیک اجبار به دانستن در دنیای امروز از سوی جوامع دنبال می شود. افراد با سرعتی مافوق تصور در گوشه ای از دنیا به جدیدترین اطلاعات از طریق اینترنت و شبکه های تصویری و ماهواره ای دسترسی می یابند. نظام نوین تولید ثروت در اثر کارکرد اقتصادی رسانه ها و تجارت اطلاعات دیگر نه بر کار یدی بلکه بر فعالیت ذهنی استوار گشته است. کارگران امروز کارگران فکری هستند چرا که در فضایی آکنده از اطلاعات قرار گرفته اند. کامپیوترها، تلفن ها، تلویزیون، رادیو، سینما، پوسترها و ... با هزاران نماد انتقالی چنان افراد را غرق ساخته اند که حکومت ها را مجبور ساخته است برای کنترل اجتماعی و تداوم حیات خود به ابتکار و ساختن ابزار جدید در سطحی عالی تر اقدام کنند.
جهانی شدن ارتباطات نیز جدا از گسترش و پیشرفت تکنولوژی رسانه ای و اثرات مثبت آن مانند افزایش دانایی، انتقال حقایق و واقعیات، اثرات منفی نیز بر نظام های فرهنگی جوامع گذارده است. بسیاری از نشانه های فرهنگی جوامع به جوامع دیگر منتقل می شود، به طوری که موج عظیمی از اشتیاق به غیر خودی در مقابل موج عظیمی از مدافعین ارزش های دینی و ملی را در برابر هم قرار داده است. در اثر کارکرد رسانه ها محصولات تولیدی فرهنگی از قبیل فیلم، کتاب، و ... حتی بدون اجازه رسمی، چاپ، توزیع و پخش می شوند که گاه متعارض با فرهنگ، مذهب و نظام سیاسی یک کشور هستند. امروزه استفاده از رسانه های ارتباطی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات داخلی یک کشور، تهییج افکار عمومی روز به روز بیشتر شده است. در واقع این در هم آمیختگی داده های فرهنگی با نیت خرابه کاری به واسطه ی رسانه ها، یگانگی ارزشی - فرهنگی را کمرنگ می سازد و زد و خورد ناشی از برخورد گروههای پایبند به فرهنگ اصیل با گروههای طرفدار تحول و تقلید فرهنگ بیگانه به هرج و مرج و اتلاف انرژی و هزینه های گرانبهایی منجر می شود.
بنابراین نظم اجتماعی و توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در رابطه ی تأثیر گذار دو سویه با ارتباطات و رسانه های خبری است. امروز در آستانه قرن بیست و یکم ارتباطات وجه جدایی ناپذیر نظام بین الملل و پخش اخبار جزء خدمات جهانی است، که به طور اجتناب ناپذیری در کنش پذیری، تحرک و تبدیل پذیری افراد و جوامع نقش آفرینی می کنند . زیر ساخت فکری را تغییر می دهند و با سرعت طرحی نو، از آن چه که خود می خواهند برای دیگران با کنترلی که امپریالیسم رسانه ای بر وسائل ارتباطی دارد، برای جوامع جهان سوم خصوصا جوامع مقابل غرب در می اندازند، که اثر آن افزایش شکافها و نهایت آن زوال و نابودی هویت خواهد بود.



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:34 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

ارتباط



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:32 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

نقش وسایل ارتباط جمعی ورسانه

 

بحران ها در تمامی انواع خود جز جدایی ناپذیر زندگی بشرند و روز به روز بر تنوع و تعدد آنها افزوده می شود. رسانه های جمعی نقش انکار ناپذیری در جامعه دارند و یکی از عرصه هایی که رسانه های جمعی در آن نقش و اهمیت بسیار زیاد داشته نقشی است که رسانه ها در بحران ها و مدیریت بحران ایفا می کنند. جنبه های مثبت و منفی این نقش بسیار مهم است. رسانه ها می توانند در زمینه بحران های درحال وقوع جدیدترین اطلاعات را به مردم بدهند و مردم را در جریان آخرین اخبار مربوط به وقایعی که اتفاق افتاده است بگذارند. رسانه ها ما را به درون مناطق بحران زده می برند و ما را از آنچه در آنجا می گذرد آگاه می سازند. رسانه ها قادرند مردم را به انجام دادن اقدامات مثبت تشویق و یا برعکس موجبات ترس و وحشت بیشتر مردم را فراهم کنند.

جهان در دنیای واقعی Real World حوادث بیشماری در هر لحظه در اطراف ما رخ می دهند. مانند حوادث طبیعی (سیل، زلزله، صاعقه و...)، حوادث ناشی از دخالت انسان (جنگ، خشونت، رقابتهای انتخاباتی و...) و همچنین رویدادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. بنابراین، در دنیای اطلاعات کنونی، رسانه ها هم می توانند منبع و منشأ بسیاری از بحران ها در سطوح مختلف باشند و هم می توانند تحدید و تدبیرکننده بحران ها باشند. رسانه ها حتی می توانند از نیست ، هست بسازند و بر قامت بحرانی که تولد نیافته است جامعه هستی بپوشانند (و بالعکس). به بیان دیگر، رسانه ها هم می توانند مشروعیت، مشارکت، مقبولیت، اعتماد و ثبات ساز باشند و هم می توانند جامعه را در متن و بطن بحران های مشروعیت، مشارکت و... قرار دهند.

در این عصر دنیا دهکده ای متصل است که افراد آن در هر لحظه که بخواهند به هر گوشه آن می توانند مسافرت کنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند. اینترنت، تلفن همراه، محاسبات بی سیم، نرم افزار و سخت افزار، هوش مصنوعی و پدیده های این عصر هستند. افزایش روز افزون شبکههای خبری ماهوارهای، روزنامهها و کمیسیونهای خبری از نقش مهمّ رسانههای جمعی در اطلاعرسانی حکایت دارد. دراین میان رسانه های نوین امکان دسترسی به اطلاعات را برای شهروندان سیاستمداران و دیوانسالاران افزایش داده اند. وهمچنین جمع آوری انباشت و توزیع اطلاعات را سرعت بخشیده اند و محدودیت های زمانی و مکانی را از بین برده اند. رسانه های نوین به دریافت کنندگان اطلاعات امکان داده اند کنترل بیشتری بر آن داشته باشند. رسانه های نوین امکان قبض و بسط اطلاعات و امکان تعامل میان فرستنده و گیرنده اطلاعات را برای فرستنده فراهم کرده اند. از این رو نقش رسانهها در مقوله اطلاعرسانی بسیار تعیین کننده است، بطوریکه در بالا رفتن فرهنگ و قدرت مفاهمه جامعه و حتی میان جوامع مختلف، بیشترین نقش را ایفا مینماید.

● مفهوم بحران

در مورد بحران عملا یک تعریف واحدی که مورد اتفاق همه باشد، وجود ندارد، لکن آن چیزی که ما به آن بحران می گوییم عبارت است از وضعیتی ناپایدار و متزلزل که در چارچوب آن وضع موجود در حال تغییر و توام با تنش و اصطکاک و نارضایتی است و به خطر افتادن منافع جمعی اعضای یک جامعه که برای قسمت عمده ای از جامعه این وضعیت تهدید به شمار می رود و آنها خود را در معرض آسیب می بینند. پس ما به این شرایط، بحران می گوییم.

گام اول) در مدیریت بحران شناخت زمینه های بحران و گردآوری اطلاعات در زمینه های شکل گیری یا احتمال حادث شدن بحران است. تغییری ناگهانی، شدیدتر از حالت عادی و غافل گیری تهدیدآمیز، ازجمله معیارهای تعریف بحران هستند. بحران در حقیقت وضعیتی است که مدیریت بر آن بسیار ضروری و لازم است یعنی اگر بحران مدیریت نشود، آسیب و خسارت به مراتب بالا می رود. مدیریت بحران به نوعی تدبیر راهبردی دلالت می ورزد که در فرایند آن، محیط های داخلی و خارجی یک بحران مورد تحلیل قرار می گیرد، از این منظر، می توان گفت که مدیریت بحران، اقدامی است که، در بسیاری موارد، شبیه به جنگ محدود است و هدفش نه محو کامل جنگ، بلکه تحدید و ممانعت از تکرار آن است. به بیان مک کارتی، هدف اصلی مدیریت بحران، دستیابی به راه حلی معقول برای برطرف کردن شرایط غیرعادی به گونه ای است که منافع و ارزش های اساسی، حفظ و تأمین گردند. به بیان دیگر، کاملاً قابل تصور است که بحران نه تنها در نتیجه تصمیمات عمدی، اقدامات معین یا انتخاب آگاهانه، بلکه به سبب وقایعی همچون فرایند خبرگیری و خبردهی یا از دست دادن تسلط بر وقایع، منجر به اعمال خشونت شود.

بحران ها انواع و اقسام دارند. بحران های ناشی از بلایای طبیعی که تا حد زیادی قابل پیش بینی نیستند. مثلا زلزله، طوفان و سیل عموما بحران های طبیعی از نظر زمان و مکان وقوع غیرقابل پیش بینی اند؛ اما این که در صورت وقوع بحران چه اتفاقی خواهد افتاد، این قابل پیش بینی است و براساس این پیش بینی می توان میزان خسارت را بسیار پایین آورد.

بحران های ناشی از مسایل سیاسی، اجتماعی هم هست که قاعدتا امکان پیش بینی اش بیشتر از بحران های طبیعی است؛ چراکه مراحل مقدماتی دارد تا برسد به مرحله بحران. با این همه زمان و مکان این نوع بحران را هم به صورت دقیق نمی توان پیش یبنی کرد. لذا برای این نوع بحران ها همه مسوولان ذیربط که عمدتا مسوولان امنیتی کشور هستند، پیش بینی های لازم را باید بکنند. بحران هایی هم که ناشی از دخالت یا حمله دشمن خارجی است که باز هم صددرصد قابل پیش بینی و قطعی نیست. در هر حال زمان و مکان بحران را نمی شود پیش بینی کرد و البته حجم بحران، شدت و خسارت بحران قابل پیش بینی و برنامه ریزی است، ولی وظیفه مدیریت بحران در هر دستگاهی این است که وضعیت های مختلف احتمالی را که ناشی از مسایلی است که می تواند منجر به بحران بشود، پیش بینی کند و برای کاهش تلفات و خسارات برنامه ریزی کرده و آموزش های لازم را ارایه نماید.

● رسانههای همگانی در فرآیند اطلاعرسانی

در قرون 19 و 20 میلادی اختراعاتی شکل گرفت که شیوههای مختلف ارتباط (شیوه بیان، گفتاری، ایمایی، نوشتاری، چاپی) میان انسانها را تسهیل نمود، این اختراعات افراد را در مکان جابجا نمیکنند: مانند: رادیو، تلفن، نامه، روزنامه، سینما، تلویزیون و تلگراف و براساس نوع ارتباط به یک طرفه یا دو طرفه دستهبندی شده، رسانههایی که در عملیات استراتژیک یا ملّی استفاده میشود، بطور کلی بر دو نوع هستند؛ رسانههای کند و رسانههای تند.

در این میان رسانههای همگانی، از جمله رسانههای تند هستند که از عوامل اساسی شکل دادن به افکار عمومی میباشند که هر یک دارای امکانات و محدودیت هایی بوده که مورد بحث قرار میگیرند. مهم ترین وسیله ارتباط جمعی و تبلیغات که میتواند در بین اقشار جامعه نفوذ کند، رادیو و تلویزیون است. با در نظر گرفتن درصدی از جمعیت جهان که بیسوادند و همچنین کودکان جهان، که فقط از رادیو و تلویزیون میتوانند استفاده کنند، به اهمیت این وسایل ارتباط جمعی بیشتر پی میبریم. در این میان نقش رادیو، به دلیل امکانات فنی کمتری که نیاز دارد، نسبت به تلویزیون، از اهمیت بیشتری برخوردار است. نقش رسانه ملی درمدیریت بحران هم درمقایسه باسایر رسانه ها موثرتر است چراکه رسانه ملی در حقیقت به عنوان اصلی ترین مرجع اطلاع رسانی کشور ما، همواره سعی می کند همواره مسیر تعالی و پیشرفت رادرکشورمان فراهم نمایید. این موضوع خود نشاندهنده ظرفیت رسانه ملی است.

در کشور ما با توجه به این که رسانه ملی از گستردگی خاصی روبه رو است و شبکه های رادیویی و تلویزیونی بسیاری دارد چه برای مخاطبان داخلی و چه برای مخاطبان خارجی؛ این تاثیرگذاری خیلی بیشتر است در قیاس با سایر رسانه های بزرگ میباشد. رفتار رسانه ملی که به عنوان تنها رسانه فراگیر در ایران وظیفه خبررسانی صادقانه و آگاه سازی مردم را بر عهده دارد، در مواردی مصداق بارز قلب حقایق است. باید توجه داشت که کشور ما از لحاظ طبیعی کشور بحران خیزی است و زمینه بلایای طبیعی در آن فراوان است. هماهنگی سازمان صدا و سیما با سازمان ها و دستگاه هایی مختلفی مثل سازمان هلال احمر، شهرداری تهران، استانداری ها، وزارت کشور، نیروهای مسلح، بسیج و ارتباطات ستاد فوریت های سازمان صدا و سیما است که به نوعی در موضوع مدیریت بحران مسوولیت و نقش دارند و این که در مواقع بحران تعامل کاری و مدیریتی باید به چه نحوی عمل کنند.

بنابراین امروزه هزاران فرستنده رادیویی و تلویزیونی در سراسر جهان وجود دارد که نه تنها در سطح داخلی از کشور خود را پوشش میدهند؛ بلکه به دهها زبان برای کشورهای دیگر برنامه پخش میکنند. در این راستا کشورهای آمریکا، روسیه و انگلستان در پخش برنامههای بینالمللی رادیویی سر آمد سایر قدرت ها هستند. جالب است که در بین این قدرت های خبر، تنها کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا و انگلیس با داشتن 10 درصد جمعیت جهان 90 درصد امواج بینالمللی رادیوها را در اختیار دارند.

در زمینه برنامههای تلویزیونی نیز شرایط به همین ترتیب است، بطوریکه درصد عظیمی از برنامههایی که از رادیو و تلویزیونهای جهان پخش میشود، محصول یک تولیدی قدرتهای برتر جهانی هستند، در این مورد:

ـ ایالات متحده آمریکا با بیش از 200هزار ساعت، مقام اوّل و انگلستان با بیش از 30هزار ساعت برنامههای تلویزیونی مقام دوم را به خود اختصاص دادهاند و فرانسه و ژاپن نیز در ردههای دیگر قرار گرفتهاند و این تولیدات تلویزیونی غرب که در سطح بسیار گستردهای در کشورهای جهان سوم به نمایش در میآیند، عامل بسیار مهمی در ترویج و نشر عقاید و فرهنگ غرب در مناطق مختلف جهان بشمار میآید. بدین ترتیب انتشار اخبار و اطلاعرسانی به شکل فراگیر آن، به صورت گزینشی و با برداشتی متفاوت نسبت به واقعیتها به مخاطبان رسیده و اذهان عمومی را بدین شکل جهت میدهند و مبداء تبلیغات هدفمند را تشکیل داده و به تبع آن اهداف مورد نظر خود را در سراسر جهان، مورد حجمه رسانهای خود قرار میدهند. پس بیدلیل نبود که جیمی کارتر در دوران ریاست جمهوری خود عنوان میکند: هر دلاری که برای تبلیغات خرج شود، از هر ده دلاری که برای تسلیحات اختصاص داده میشود، مؤثرتر است.

● جایگاه رسانه های نوین درشکل گیری هویت انسانها

امروزه رسانه ها، مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی را درنور دیده اند و با گسترش فزاینده و روزافزون خود از حوزه اجتماعی- سیاسی فراتر رفته، هویت انسان معاصر را نیز تحت تاثیر قرار داده اند، به طوری که می توان هویت انسان مدرن را هویت رسانه ای شده نام گذاشت.

یکی از مهم ترین دستاوردهای انسان که بر حیات سیاسی اجتماعی جوامع بشری تاثیر گذاشته، وسایل ارتباط جمعی است. تاثیر وسایل نوین ارتباطی، در شکل گیری نظام های سیاسی اجتماعی و زیست بوم انسان آنقدر عمیق است که به قول مک لوهان، جهان به دهکده ای کوچک تبدیل شده است؛ دهکده ای که هر کس براحتی می تواند با فرد دیگری در نقطه ای دیگر ازجهان ارتباط برقرار کند. از این منظر رسانه ها به عنوان یکی از عوامل موثر در شکل گیری و تحول هویت اهمیت می یابد بویژه در دنیای معاصر که به عصر ارتباطات شهرت یافته است. اینک در عصر اطلاعات با جهانی رسانه ای شده روبه رو هستیم که صاحبان فناوری و دانش به وسیله قدرت عظیم رسانه ای، فرهنگ و ارزش های خویش را به جهانی - انسانی تسلط می دهند و هویت های قوی و ملی کشورهای دیگر را به چالش می کشانند. این مساله بویژه برای کشوری مثل ما که صاحب تمدن و فرهنگ و اندیشه در تاریخ بوده، حیاتی تر و جدی تر است. پرسش اساسی این است که در برابر این غول های رسانه ای چه باید کرد؟ چگونه باید از این زندان هویتی رهایی یافت؟

یکی از عواملی که گیدنز در بحث هویت شخصی بر آن تأکید می ورزد رسانه ها هستند. رسانه ها درک فرد از روابطش را تغییر می دهند. اطلاعات و افکاری که رسانه ها در جامعه منتشر می کنند فقط بازتابی از جهان اجتماعی نیست بلکه یکی از عوامل و نیروهای مؤثر در شکل جهان اجتماعی است. این رسانه ها در بازاندیشی مدرن نقشی محوری دارند و گزینه های انتخاب ما را مشخص کرده و سبک های زندگی را به ما معرفی می کنند. در طول نیم قرن گذشته، مهمترین نیروی دگرگون کننده زندگی ما، بازارهای اقتصادی و یا بهم وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده، بلکه تاثیر ارتباطات بوده است که عموما تحت عنوان "انقلاب ارتباطات" خوانده می شود. پس شکی نیست که اصلی ترین عامل بهم وابستگی روزافزون ما، تاثیر ارتباطات بوده که در این میان "ارتباطات هم زمان" از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

نقش رسانههای همگانی در ارتقای امنیت ملی استفاده از رسانه ها برای تضعیف دشمن و بهره گیری از توان وظرفیت آنها (اعم از) Media War (جنگ رسانه ای مطبوعات خبرگزاریها رادیو تلویزیون اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منافع ملی است. همبستگی و وفاق ملّی به عنوان پدیدهای اجتماعی، از لوازم و نتایج قطعی و حتمی توسعه همه جانبه و امنیت ملّی است.

وفاق ملی که انسجام و همبستگی جامعه را پایدار میکند، پدیدهای فراتر از یگانگی و یکسانی است که بنیاد آن بر حضور و قبول ارزشهای مشترک قرار دارد؛ در مجموع، کار رسانهها در حفظ و تحکیم وفاق ملّی، چه به لحاظ سختافزاری و چه به لحاظ نرمافزاری و بالا بردن توان انتخاب جامعه، افزایش مشارکت، رقابت و پویایی شهروندان، درونی و نهادی کردن نظام ارزشی و باورهای اعتقادی و معرفی ساز و کارهای حل و فصل تعارض ها و چندگانگی های فرهنگی و اجتماعی است. در حقیقت رسانههای جمعی باید بتوانند به برقراری و استحکام رابطه میان تنوع و وحدت و یا تمایز و یکپارچگی مدد رسانند، تا وفاق ملّـی و در نهایت، امنیت ملّی پایدار بماند. بنابراین، به یاری همین رسانهها میتوان در جهت ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتار اجتماعی و بازشناسی و باز تولید ارزشها و باورهای عمیق و استوار جامعه و نهادی کردن آنها، گامی جدی برداشت.

رسانهها قدرت آن را دارند که با تقویت همبستگی ملّی و هماهنگی میان بخشهای مختلف اجتماعی در عین حفظ تفاوتها، قدرت فهم و ادارک و تحمل و انتخاب فعال جامعه و در نهایت سطح و عمق پایداری ملّی را بالا ببرند. حال فقدان یا ضعف رسانههای کارآمد، میتواند موجبات توسعه نیافتگی فرهنگی، از هم گسیختگی توسعه اجتماعی و در نهایت توسعه نیافتگی سیاسی را فراهم سازد. بطوریکه در جامعه ما به دلیل وجود برخی چند پارگیهای اجتماعی، تاریخی، مذهبی، قومی و زبانی، و نیز شتاب رشد شهرنشینی و پیدایش جامعه نو و تحرکهای جمعیتی طبقاتی، صنفی، سیاسی و فرهنگ گسترده که برآمده از انقلاب اسلامی و افزایش مشارکت و رقابت گروههای اجتماعی است این موضوع اهمیت مضاعفی مییابد. بدین ترتیب رسانههای جمعی به عنوان بخشی از دستگاهها و نهادهای سازنده همبستگیهای اجتماعی و نیز استوار کننده وفاق و امنیت ملّی، میتوانند کاربردهای مؤثری داشته باشند.

اهمیت رسانهها و تأثیر بسزایی که انواع آنها، بویژه روزنامهها و شبکههای خبری ـ ماهوارهای و اینترنتی ـ بر سیاستگذاری دولتها دارند، موجب شده که بعنوان یک چالش جدید در حوزه حاکمیتی خود از این پدیده، یعنی انفجار اطلاعات یاد کنند. ارتباطات جمعی با دو چهره سازنده و ویرانگر خود در روند پاسخگویی به نیازهای ملی و تهدیدهای بینالمللی ظاهر میشود. چهره ویرانگر آن گسستن از گذشته و نیندیشیدن به آینده است. منفعل ساختن فکری و فرهنگی جامعه در زیر رگباری از اطلاعات و اخبار از هم گسیخته، تحریف واقعیت ها، تولید بیامان رویا و گسترش شتابان ارزش های چیره جهان صنعتی و مادی اندیش میباشد. اما از چهره سازنده ارتباطات جمعی نیز نباید غفلت کرد. رسانههای جمعی در این گذار تاریخی در عین حال میتوانند تأمل درباره زمان را بیاموزند و گذشته، حال و آینده را در مسیر تاریخی جامعه پیوند زنند و امکان ارتباط میان انسان، تاریخ و جهان را فراهم آورند. امنیت ملی به عنوان مفهومی تعمیمیافته به تمامی وجوه اجتماعی، دارای ابعادی فراتر از توان نظامی جهت حفاظت از مرزهای ملّی است. به یقین انقلاب ارتباطات، سهم بزرگی در پیدایش دورانی ایفا نموده که به درستی عصر شتابندگی تاریخ نامیده شده است.

اگر در این قرن برای فروپاشی امپراطوریهای عثمانی، اتریش، اسپانیا، پرتغال، فرانسه، انگلیس و آلمان دو جنگ جهانی لازم آمد، برای اضمحلال امپراطوری شوروی (سابق) حضور رسانههای جهانی، ویدیو، شبکههای کامپیوتری کافی بود؛ تا ساز و کارها و تغییرات اجتماعی از پیش مهیا شده را تشدید نمایند. در این فرآیند تغییر، آنچه که بسیار اهمیت دارد، حفظ و استحکام همبستگی و پیوستگی میان بخشهای مختلف جامعه است. هیچ بخشی نسبت به بخش های دیگر جامعه نباید دچار پسافتادگی یا پیشافتادگی شود؛ چرا که وقوع چنین امری عدم تعادل و بیثباتی را در پی دارد و همین جریان، امنیت ملی را به مخاطره میاندازد. آنچه مسلم است ارتباطات و امنیت، رابطهای دوسویه، متقابل و جداییناپذیر از یکدیگر دارند. بنابراین، این تأمین امنیت در گرو تناسب نظام اطلاعرسانی و ارتباطی با نیازهای ملّی و تهدیدهای بینالمللی است.

● نقش تبلیغات در مدیریت بحران

مفهوم تبلیغات از ریشه لاتین propagane گرفته شده واز نظر لغوی به معنای پخش کردن ، منتشر ساختن وچیزی را شناساندن است. تبلیغات از ابتدای خلقت وجود داشته است. حک اولین تصاویر و نقوش انسانهای نخستین بر روی دیوارهای غارها، سخرانیها، ترانه ها، سنگ نبشتها، همه یک حرکت تبلیغی بوده است و تبلیغات در همه زمینه های مختلف از ساختن یک سوزن تا رفتن به کره ماه وجود دارد و انگیزه های مادی، معنوی، روانی و برتری جویی وجود دارد.

در این میان توسعه تکنولوژی و ترقی روز افزون صنعت و فراگیری وسایل ارتباط جمعی است که جهان معاصر را در چنبره تبلیغات اسیر کرده است. در عصر ارتباطات یا عصر اطلاعات خبرگزاریهای غول آسای جهانی با مدرنترین ابزارها و تکنیک ها در اختیار تبلیغات قرار دارند. در روند انتشار اطلاعات و برقرای ارتباطات جمعی تدابیر تبلیغی است که دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده است. انقلابات مشهور جهان نیز با تبلیغات به ثمر رسیده است. در انقلاب 1789 فرانسه سخرانیهای مهیج، ناطقین ورزیده موجب ارتقاء سطح آگاهیهای مردم گشت. در تمام جنگهای تاریخی تبلیغات نقش عمده ای را ایفا کرده است.

در جنگها و شورش های منطقه ای اخیر نقش تبلیغات یک طرفه آشنای اذهان عموم می باشد. تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می سازد و هم می سوزاند و روزگار، روزگار بدون تبلیغات نمی گذرد. تبلیغات سوای تبلیغات که بر پایه دروغ و نیرنگ باشد و بطور مکرر پخش می شوند بر روان مردم فشار زیادی وارد می کنند که باورهای آنها به مسخره گرفته شده و به آنها توهین می شود و این زمانی است که تبلیغات یک طرفه باشد و امکان پاسخ به آن نباشد. جنبه اطلاع رسانی عوارض سویی نیز دارد که مهمترین آن فشار روانی است. امروزه تبلیغات به لحاظ سازوکار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن در جامعه یکی از موضوع های مهم و قابل توجهو اثر گذار به شمار می آید. اهمیت موضوع تبلیغ در حوزه های مختلف به حدی است که یکی از بخشهای مهم مدیریت بحران است که باتبلیغات درست وبه هنگام میتوان ازبسیاری ازبحرانهاجلوگیری کرد.

● جنگ روحی و روانی رسانه ها

جنگ اطلاعات جزیی لاینفک از جنگ نرم است و به واقع جوهره آن را تشکیل می دهد. جنگ اطلاعات در قالب هایی از جمله (ایجاد اختلال در رد و بدلهای الکترومغناطیسی وداده ها..) در جنگ الکترونیک، (جنگ ماهواره ای و دزدی داده هاو ) در جاسوسی و هم چنین در قالب (طراحی و هدایت افکار مردمان و سپاه و ) با عنوان پروپاگاندا و تبلیغات می تواند خود را به عرصه ظهور رساند. در جنگها و به خصوص جنگهای جدید و به ویژه جنگ نامتقارن و نا همگن افکار عمومی نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری را بر عهده دارند.

استفاده از رسانه ها برای تضعیف گروه و مجموعه هدف با بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات)بکارگرفته میشود. جنگ رسانه ای یکی از برجسته ترین جنبه های جنگ نرم (Soft Warfare) و جنگ های جدید بین المللی است. جنگ روانی به عنوان یک مویلفه اصلی جنگ نرم، از طریق رسانه به عنوان تاثیر گذار ترین عامل بر روند تفکر جامعه، اعمال می شود و ارتباطی مستقیم با موضوع افکار عمومی دارد.

از جنگ دوم جهانی به بعد، این جنگ رسانه ای به یک رشته علمی و استراتژیک تبدیل شد که شاکله اصلی قدرت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورهایی مثل آمریکا و را تشکیل میدهد. دقیقاً به همین دلیل است که مارشال مک لوهان می گوید: جنگ هایی که در آینده رخ خواهند داد به وسیله تسلیحات جنگی و در میدان های نبرد نخواهند بود، بلکه این جنگ ها به دلیل تصوراتی رخ خواهد داد که رسانه های جمعی به مردم القاء می کنند. رسانه ها درشکل دادن به تصورات مردم و هدایت افکارعمومی نقش تعیین کننده ای دارند. از اینرو قدرتهای سلطه جو برای تحقق اهداف خود، به کارکرد مؤثر رسانه ها در جنگ و طرح ریزی جنگ رسانه ای یا جنگ روانی رسانه ای توجهی جدی دارند. رسانه ها همان طور که اشاره شد می توانند حقایق را وارونه نمایش دهند، کتمان کنند، تحریف یا سانسور نمایند و یا با انعکاس برخی اخبار واقعی و غیر واقعی به تهییج و تحریک و یا آرامش افکار عمومی بپردازند.

از اهداف چنین برنامه هایی میتوان به تغییر و آلودگی محیط به نفع مهاجم ، نفوذ در افکار عمومی و گمراه کردن آن ، بسیج فکری مردم ، شخیصتکشی و شخصیتسازی ، کوشش در شکست اراده مقاومت ، نفاق و تفرقهانگیزی میان نخبگان و جناحهای مختلف ، مشغول کردن دولتمردان و سردمداران و روزنامهنگاران به مسایل جزیی و منحرف کردن آنان از مسایل اساسی و فراهم کردن محیط برای زد و خوردهای داخلی و خارجی را نام برد که نتیجه این جنگ، هم ابعاد خارجی و هم ابعاد داخلی دارد.

● رسانه و قدرت

اطلاعات مناسب نه تنها به مسایل واقعی، مثلا ً آنچه اتفاق افتاده است، بلکه به انتقال اندیشه، فرهنگها و نگرشها نیز مربوط می شود. بنا به تعریف، ارتباطات برای همه رفتارهای سیاسی و اجتماعی مهم است. بدون ارتباطات، نه سیاست ونه جامعه نمی تواند وجود داشته باشد. جدی نگرفتن افکار عمومی، پشبرد بسیاری از اهداف ملی و بین المللی را دچار ضعف و نقصان می کند. کشوری که در چالش های بزرگ جهانی وارد شود اما نتواند صدای خود را به گوش جهانیان رسانده و در شکل دهی به افکار عمومی جهانیان نقشی جدی ایفا کند، قطعا به شدت آسیب پذیر خواهد بود.

از آنجا که علم و دانش مهمترین ابزار برتری جوامع بر یکدیگر است، بدیهی است کشورهای استعمارگر سابق و توسعهیافته امروز، به منظور حفظ منافع خود در دیگر کشورها از علم و تکنولوژی به عنوان بهترین وسیله استفاده میکنند و امپریالیسم خبری، رسانهها، کتب و مجلات را به عنوان ابزاری، به انحصار خود در آوردهاند که صدها دانشمند طراز اول آمریکایی و اروپایی و گاه، جهان سومی (نخبگان مهاجر)، به شکل سازمانیافتهای مجهز به آخرین اطلاعات و آمار درباره اغلب کشورها، الویتهای استراتژیک آنها هستند و تقریبا در بیشتر حوزهها و مسایل آنها، از جنبههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی مشغول تفکر و مطالعه و ارایه راه و روشهای متعدد میباشند؛ و بدین طریق خط مشی شبکههای بزرگ خبری و اطلاعرسانی جهانی را تعیین و ترسیم مینمایند.

امروزه چهار خبرگزاری غربی به عنوان بزرگترین بنگاههای اطلاعرسانی و سخن پراکنی جهان نظیر؛ یونایتدپرس، اسوشیتدپرس، فرانس پرس و رویتر، روزانه نزدیک به چهل میلیون کلمه خبر به سراسر دنیا مخابره میکنند و 90 درصد اخبار خارجی روزنامهها و سایر وسایل ارتباط جمعی، از این چهار منبع خبری تهیه و پخش میشود که خوراک خبری بیشتر رسانهها از این غولهای خبرگزاری است که به راحتی میتوانند افکار عمومی دنیا را تحتتأثیر قرار دهند، به عقیده هاوس خبرگزاریها به طور اخص بر خبرهای تألمانگیز و فاجعهآمیز جهان سوم تأکید ندارد؛ بلکه آنها تصویر مخدوشی از جهان سوم ارایه میدهند و برخورد آنها با جهان سوم برخورد قومگرایانه بوده و صرفا در جهت ارضای بازار خبری تحت سلطه غرب است. بنابراین این هژمونی رسانهای و خبری قدرت های جهانی، توانسته است چالشی جدی در زمینه امنیت ملّی سایر کشورهای جهان؛ بخصوص کشورهای هدف؛ که تبعا هم قدم و هم جهت با سیاست های آنها نیستند، بشمار آیند.

زیرا باید این واقعیت را پذیرفت که نقش و تأثیر بسزای بنگاه های اطلاعرسانی بر اذهان عمومی به هیچ وجه قابل چشمپوشی نیست، زیرا در بسیاری از مواقع این رسانهها بودهاند که قیامی به راه انداخته، و یا از برخی رویدادها جلوگیری کردهاند. به همین سبب، قدرت رسانهها را به اندازهای میدانند که قادر است در سرتاسر جهان، به عنوان مهمترین سلاح به کار گرفته شود. دربررسی وسایل ارتباط جمعی معاصرچون مطبوعات وخبرگزاریها، می توان آنها را به عنوان مهمترین وسیله ارتباط سیاسی ازقرن 19 تا اواسط قرن 20 به شمار آورد. علم و فن آوری متکی بر ابزار ارتباطی در عصر تحولات اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه ی جهانی تبدیل شده اند. در نتیجه کارآیی یا ناکارآیی کشورها و در مقیاس دیگر، ضعف یا توانمندی آنها، بستگی به نحوه ی بهره مندی آنها از اطلاع رسانی نوین دارد.

در حال حاضر شاهد نوعی عدم توازن و شکاف در پیشرفت رسانه های اطلاعاتی و ارتباطی جهان سوم و کشورهای پیشرفته هستیم که در عرصه ی اطلاع رسانی از سایر بخش ها بیشتر رخ نمایانده است. به هر طریق، قدرت استفاده از فن آوری های نوین و تسلط بر ابزارهای اطلاعاتی ـ ماهواره های ارتباطی، شبکه ی جهانی اینترنت، پست الکترونیکی، ریزپردازنده ها و شیوه ی تازه تری از تسلط جهانی را پی افکنده است که در صورت عدم چاره اندیشی از سوی دولت های جوامع جهان سومی، خطر عمیق تر شدن شکاف های جهانی را بیشتر می سازد. عصر حاضر نشان از نوعی تحول در فن آوری های ارتباطی، اطلاعاتی دارد که به مرور منجر به تسلط قدرتهای برتر به فن آوری های پیشرفته تر و در نتیجه تمرکز قدرت و رسانه در یک نقطه خاص می شود.

● رسانه ها و توسعه

اگر رسانه های ارتباطی را به عنوان دستگاه عصبی تلقی کنیم، باید برای فهم و درک رسانه ها به نحوه زندگی در قرن حاضر مراجعه نماییم. رسانه ها می توانند فرهنگ و هویت افراد را تغییر داده و یا به آن شکل دهند. امروزه در دنیای صنعتی 50 تا 80 درصد از نیروی کار فعال در بخش ارتباطات مشغول فعالیت هستند، علاوه بر آن مردم کشورهای توسعه یافته بیش از 6 تا 7 ساعت از وقت خود را صرف ارتباطات می کنند. اغلب این کشورها در عرصه رسانه های ارتباطی، خود تولید کننده اطلاعات هستند و از پیشرفتهای رسانه ای نیز برای تولیدات خود بهره می جویند.

از زمان آغاز گفتمان ارتباط میان رسانه ها و توسعه، یعنی پایان جنگ جهانی دوم، بیش از نیم قرن می گذرد. در این مدت، نظریه پردازان و اندیشمندان عرصه ارتباطات دیدگاههای متفاوت و گهگاه متضادی ارایه داده اند. برخی چون مک لوهان دهکده جهانی را منشأ تحول در جوامع وآن راناشی از رشد و گسترش رسانه هامیدانند و به عکس برخی از نظریه پردازان نو اندیش عصر جدید، رسانه ها را محصول و نتیجه توسعه می دانند. در این بین عده ای نیز معتقدند رسانه ها می توانند هم محرک توسعه باشند و هم نتیجه آن. به عبارت دیگر، رسانه ها در وجه منفی هم می توانند عامل توسعه نیافتگی باشند و هم نتیجه توسعه نیافتگی؛ یعنی ساخت اجتماعی و سیاسی توسعه نیافته، ارتباطات توسعه نیافته هم دارد و این ارتباطات توسعه نیافته دوباره ساخت اجتماعی و ساخت سیاسی توسعه نیافته را تشدید می کند. در هر صورت، نباید از خاطر برد که مقوله ارتباط، فراتر از رسانه و حتی سازمان رسانه است.

گاهی این دو مفهوم را به یک معنا می گیریم، یعنی تصور می کنیم هرچه دامنه رسانه ها افزایش پیدا کند، به همان اندازه هم ارتباطات گسترش پیدا می کند. در حالی که این گونه نیست. گاه خود رسانه می تواند نقش نارسانه را هم ایفا کند. اگر مفهوم اعتماد وجود نداشته باشد، هر قدر رسانه توسعه پیدا کند، به همان نسبت بی اعتمادی توسعه پیدا می کند. یعنی هر قدر تعداد گیرندگان رادیو و تلویزیون یا شمارگان روزنامه و نشریه زیاد باشد و پذیرش در مخاطبان وجود نداشته باشد، این امر دلیل بر ارتباط کامل نمی شود، چون الزاماً توسعه کمی به برقراری جریان ارتباط منجر نمی شود. در برابر فرایند ارتباط، ما با دو عنصر خاموشی و سکوت و یا پارازیت مواجه هستیم که این خود نوعی از اختلال ارتباطی است. همان طور که در برابر توسعه، زوال را داریم. یعنی اگر توسعه در جامعه ای رخ ندهد، منابع ثروت و قدرت رو به زوال و نابودی میروند. در شرایطی ارتباط می تواند با پارازیت انجام شود یا در برابر آن خاموشی قرار گیرد. منظور از خاموشی، عنصر ضد ارتباطی آن است، نه عنصر ارتباطی. چون در یک زمان، سکوت خود یک ارتباط است و فقط پیامی رد و بدل نمی شود.

● نتیجه گیری

با توجه به وجود زمینه تهدیدات بالقوه و خطراتی که امنیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی کشور را نشانه گرفته ضرورت عقلی دفاع کاملا مشهود می باشد. آمار و سوابق جنگهای گذشته نشان می دهد پدافند عامل در حال حاضر به تنهایی قادر به مقابله با سلاح های مدرن و مخرب آفندی جهت جلوگیری از اثرات ویرانگر آنها بر مراکز حیاتی و حساس و نیروی انسانی نیستند و لذا به کار گیری اصول و معیارهای پدافند غیرعامل می تواند به تکمیل زنجیره دفاعی کمکی موثر و قابل توجه نماید که این امر به طور شایسته ای از جانب مقام معظم رهبری نیز مورد تاکیر قرار گرفته است. جمهوری اسلامی ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی ممتاز، دارا بودن منابع پرارزش نفت و گاز، نظام اسلامی استکبار ستیز و ورود به عرصه های دانش و فنآوری در سند چشم انداز بیست ساله به عنوان یکی از ارکان اصلی ایجاد امنیت مورد توجه بوده است. مطابق قانون چهارم توسعه، یکی از محورهای اساسی موضوع امنیت ملی، بحث پدافند غیر عامل است که هدف از اجرای این طرح کاستن از آسیب پذیری نیروی انسانی و مستحدثات و تجهیزات حیاتی و حساس و مهم کشور علیرغم حملات خصمانه و مخرب دشمن و استمرار فعالیت ها و خدمات زیر بنایی و تامین نیازهای حیاتی و تداوم اداره کشور در شرایط بحرانی ناشی از جنگ است.. با عنایت به اینکه این بحث از مباحثی است که دانش فنی آن در داخل کشور در حال شکل گیری است شناخت دقیق تر مفاهیم و جایگاه این مبحث می تواند اقدامی موثر در این خصوص باشد.

از آنجا که هر بحران دارای ویژگی های خود می باشد، داشتن اطلاعات، تجزیه و تحلیل از تجربیات بحران های به وجود آمده در گذشته از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دراین میان نقش اطلاعات پیش از بروز هر بحران، هشدار دادن برای جلوگیری از بروز وضع غیر مترقبه است. نقش اطلاعات پس از وقوع بحران (اطلاعات جاری) آگهی دادن به مدیران بحران و نهادهای مسیول اجرای سیاست ها و تصمیم های مربوط به بحران زدایی، از اتمام رویدادها و شرایط به وجود آمده است. اطلاعات جاری، در برنامه ریزی اجرای واکنش ها در برابر بحران موثر است. در این شرایط، تصمیم گیران می توانند به منظور آگاهی از پیش زمینه های لازم و هدف های جاری و شیوه عمل دشمن، از اطلاعات بهره گیرند.

واکنش ها و بازتاب داخلی و خارجی، موضع گیری ها و عملکرد دستگاه سیاسی کشور و مطالعه نقش و تاثیر رسانه ها و افکار عمومی بر تصمیم گیری های مربوط به مدیریت بحران مواردی هستند که در حوزه کارکرد اطلاعات در تدبیر بحران می باید مد نظر قرار گیرند. چون بحران ها اغلب غیره منتظره هستند، اطلاعات کافی درباره موضوع یافت نمی شود چرا که در اغلب موارد اطلاعات مناسب و حاضر آماده، در مجموعه ای مرتب و طبقه بندی شده و مطابق با ویژگی های وضعیت بحرانی در دسترس نیست. کمبود اطلاعات مناسب به اظطراب موجود دامن می زند و در نتیجه تنش های پنهانی و یا جدید در تیم مدیریت بحران بروز پیدا می کند. تکنیک انضباطی، تکنیک روانی، تکنیک چانه زنی، تکنیک پیشگیرانه، تکنیک استقرار دولت بحران، تکنیک جریان سازی و تکنیک افزایش اعتبارازجمله روش ها و تکنیک های حل تعارضات در مدیریت بحران است.

در گذار شتابان جامعه ما، رسانههای جمعی، چه در قالب ملّی، و چه در ساخت بینالمللی، میتوانند کارآیی و ناکارآمدیهایی داشته باشند که در تقویت یا تضعیف پایههای امنیت ملّی تجلی مییابد؛ این شرایط هم یک تهدید است و هم یک فرصت، زیرا برای اینکه بتوان تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد، باید ضمن اتخاذ سیاستهای سنجیده، استراتژی لازم را نیز در این حوزه طراحی و تدوین نمود. بطور کلی وضعیت رسانهای کشور به صورت یک نظام به هم پیوسته، دارای بخشها و اجزای برابر نیست. با وجود پیشرفتهای چشمگیری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در روند رشد کمی و کیفی رسانههای جمعی حاصل شده است، هنوز نقاط ضعف بسیاری در نظام ارتباط جمعی و اطلاعرسانی کشور وجود دارد.

در این میان آسیب پذیرترین بخش رسانهای در جامعه ما، بخش رسانههای نوشتاری است. این بخش، از سویی به لحاظ پایداری و پیوستگی آن و از سوی دیگر به دلیل پیشینه و زمینه تاریخیش، باید به جد در برنامههای توسعه کشور مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که به لحاظ فرهنگی، یکی از حلقههای تهدید کننده امنیت ملّی است. رسانههای الکترونیک به لحاظ آماری، در وضعیت نسبتا خوبی قرار دارند، رادیو و تلویزیون گسترش کمی و کیفی چشمگیری در مقایسه با کشورهای مشابه داشتهاند و سینمای ایرانی به صورت سینمایی خلاق، مولد و صاحب سبک فعالیت میکند.

مهمترین پدیدهای که به صورت مؤلفهای قابل توجه در چارچوب امنیت ملی در آمده است، رشد شبکهها و رسانههای ارتباطی فرا ملّی است. خطرناکترین پیامد این حادثه، تضعیف روابط فرهنگی و اجتماعی درونی و ایجاد روابط جدیدی در بیرون از مرزهاست. رسانهها و شبکههای اطلاعرسانی و ارتباطی فرا ملی میتوانند با برنامهها و پیامهای خود وابستگی تازهای را برای مخاطبان خویش بوجود آورند که زمینه ساز بحرانهای اخلاقی، هویتی، فرهنگی و اجتماعی است. چنانچه این رسانهها بتوانند اعتماد و علاقه عمومی را جلب کنند، تهدیدی جدی در زمینه امنیت ملی محسوب میگردند. اما در عین حال نباید از این قابلیت نیز غافل شد که با اتخاذ سیاستهای سنجیده و فعال، میتوان از فرصت انتقال و مبادله اطلاعات و فرهنگ نیز بخوبی بهره برد.

استراتژی های رسانه ای در بحران را میتوان به محدود سازی اهداف طرفین در گیر در بحران، مهار کردن ابزارهای دستیابی به اهداف (عدم اجازه بروز رفتارهای خشونت آمیز)، لزوم استفاده از اطلاعات موثق و کارا، برنامه ریزی شرایط اضطراری وپرهیز از ایجاد زمینه های نامطلوب یادآور شد. بحران ها می توانند فرصتی برای رسانه ها هم باشند فرصتی برای جذب مخاطبان بیشتر. نقش رسانه ها صرفا نبایستی به مرحله حین بحران محدود شود بلکه آنها بایستی تدابیر و تمهیداتی برای مراحل قبل و بعد بحران نیز داشته باشد. در پوشش خبری بحران ها نبایستی صرفا به گزارش های بازتابی و توصیفی اکتفا کرد بلکه مهم ارایه گزارش تحلیلی و پیامدی در خصوص بحران ضروری است.

مرحله قبل از بحران (مرحله پیش بینی پیشگیری آمادگی)، مرحله حین بحران (مرحله پاسخگویی سریع امداد و نجات) ومرحله پس از بحران (مرحله بازیابی بهبود و توسعه مجدد) ازجمله نقش رسانه ها در بحران های طبیعی است. نقش رسانه ها در مرحله قبل از بحران می توان به آموزش پیشگیری از بحران برای شهروندان، آموزش شهروندان برای مواجهه با بحران، کمک به تهیه قوانین لازم برای مقابله با بحران، کمک به تهیه برنامه های لازم برای مقابله با بحران، نظارت بر مراکز مدیریت بحران و آمادگی آنها، نظارت بر مواضع آسیب پذیر در بحران ها و پیگیری وعده های داده شده مسیولان ومدیران بحران توصیف کرد. اعلام خطر و تخلیه سازی محیط، اطلاع رسانی آنی درباره پراکندگی خسارات جانی و مالی، اطلاع رسانی درباره امکانات و نحوه استفاده از آن، نظارت بر توزیع امکانات و امدادها در منطقه آسیب دیده، اعلام نیازهای واقعی آسیب دیده گان، ترغیب و تشویق مردم برای کمک های فوری به آسیب دیدگان، کمک در ساماندهی و توزیع مناسب کمک های مردمی و مقابله با غارت و چپاول اموال آسیب دیدگان ازدیگروظایف رسانه ها در حین بحران باشد. ترغیب و کمک در جمع آوری کمک های نقدی و غیرنقدی مردم سازمان ها و نهادها، نظارت بر تحقق وعده های مالی داده شده، تعیین اولویت بازسازی و ساماندهی خسارت دیدگان، نظارت بر صرف هزینه در مناطق خسارت دیده، بررسی پیامدهای نامریی غیرمستقیم و بلندمدت بحران، بررسی موارد ضعف نظام مدیریت بحران و رفع آنهاو بازنمایی مصیبت های ناگوار برای پیشگیری در وقایع بعدی ازدیگرنقش رسانه ها در مرحله پس از بحران می باشد به نظر می رسد بکارگیری راهکارهای رسانه در مدیریت بحران ها می تواند مفید باشد. این راهکارها را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تشکیل سامانه مدیریت بحران در سازمان صدا و سیما، تعیین روش مدیریت هر بحران، مدیریت زمان در ارجاع امور به کارشناسان، آموزش نیروهای متخصص در رسانه، گزارش بی تکلف، محتاطانه و مدبرانه.

 

نویسنده موسی کاظم زاده
خبرگزاری فارس www farsnews com

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:17 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

انواع مدل های ارتباطی

مدل دیوید برلو

-         این مدل حاوی چهار عنصر منبع،پیام،کانال و گیرنده می باشد:

منبع و گیرنده:

-         مسایل مطرح در مورد منبع (source) و گیرنده(receiver) عبارت است از مهارتهای عمومی/نگرش/دانش/سیستم های اجتماعی پیرامون/فرهنگ.

پیام:

 در این مدل شامل (محتوا،عناصر،نحوه ارائه ساختار و کد) می باشد.

کانال:

-         کانالهای مطرح عبارتند از (کانال دیدن،شنیدن،لمس کردن،بوسیدن وچشیدن)

-         منبع می تواند شخص یا گروه معین باشد.یک منبع با ایده ها،نیازها،مقاصد،اطلاعات و هدفی برای ارتباط ،،جزء اول یک فراگرد ارتباط است.

-         هدف منبع به شکل پیام توضیح داده می شود.یک پیام ،رفتاری است فیزیکی و در د سترس.

-         اجزایی که در این مدل مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از :منبع ارتباط/رمزگذار/پیام/کانال/رمزخوان/گیرنده ارتباط

-         در این مدل پارازیت در مفهومی گسترده تر از مدل شرام مورد تاکید قرارگرفته است.

-         برلو ،پارازیت را بطور گسترده شامل عواملی می داندکه در هر یک از اجزای ارتباطی می تواند باشد.

پارازیت و صحت(fidelity) مانند یک سکه دو رو هستند،با افزایش یکی دیگری کم می شود.

نکته:

گفتیم چهار نوع عامل در منبع وجود دارد که می تواند صحت را افزایش بدهد:مهارتهای ارتباطی/نگرش/سطح دانش/موقعیت منبع در یک سیستم فرهنگی اجتماعی.

مهارتها ی ارتباطی:مهارت رمز گذاری/مهارت نوشتن/گفتن/مهارت خواندن /مهارت شنیدن/مهارت فکر یا تعقل/مهارت استفاده از اشارات و حرکات

نگرشها                نگرش های موثر در ارتباط                       نگرش منبع نسبت به خود

 
2)نگرش ها :

نگرش های موثر در ارتباط عبارتند از

الف)نگرش منبع نسبت به خود

ب)نگرش منبع  نسبت به مطلب خودش

ج) نگرش نسبت به گیرنده

3)سطح دانش: یک منبع برای ارتباط موثر علاوه بر مهارتهای ارتباطی نیاز به سطح مناسبی از دانش دارد.

4)موقعیت منبع در یک سیستم اجتماعی- فرهنگی: نقش فرد در سیستم فرهنگی –اجتماعی؟ پایگاه او؟زمینه فرهنگی سیستم ارتباط؟باورهاو ارزشهای حاکم بر جامعه؟شکلهای رفتاری مورد قبول؟انتظارات شخص از او و انتظارات او از دیگران؟مسایلی است که می با یست ضمیمه شود.

- سیستم اجتماعی فرهنگی در موارد زیر نقش دارد:

انتخاب کلمات افراد/هدف از ارتباط/معنی های مورد نظر برای یک کلمه /گیرنده گانی که انتخاب می کنند/نوع کانال

نکته: مهارت هایی که  جهت منبع پیام مطرح شد برای گیرنده نیز مطرح است.

کانال: اگر پیام را مانند بسته ای بدانیم که قرار است سوار یک قایق از طریق جریان آب به سمت دیگر رودخانه برده شود در این شرایط می توان سه معنی اصلی برای کانال در نظر گرفت:

1)      روشهای رمز گذاری و رمز خوانی پیام(باراندازها)

2)      وسیله نقلیه پیام(قایق)

3)      وسیله نقلیه حمل کننده(آب)

-         در ارتباطات انسانی حس ها را به مشابه باراندازها و به طور مثال وسایل ارتباط جمعی را به عنوان قایق در نظر می گیرند.

-         انتخاب کانال مناسب بر اساس محتوا،رمزو نحوه ارائه پیام صورت می گیرد.

مدل ارتباطی بکر

مدلی است که در آن عوامل و ریشه های شکل گیری پیام در فرستنده بررسی شده است.

-         اکثر کنشهای ارتباطی از عناصری شکل می گیرند که ناشی از بیش از یک وضع اجتماعی است.

-         در این مدل پیامهای دریافتی منبع ریشه های پیام را تشکیل می دهند. و در مدل بکر بصورت موزاییک نشان داده می شود.

-         تفاوت های فردی در دریافت پیام موثرند.

-         در واقع علاوه بر روابط بین واحدهای اطلاعاتی، روابط داخلی خاصی نیز وجود دارد.موزاییک به عنوان یک واحد اطلاعاتی از طریق اجتماع به فرد می رسد.

مدل وایت

این مفهوم دلالت بر هر نوع عملی می کند که سازمانهای ارتباطی برای انتخاب یا رد و یا  پس زدن مضنونهای بالقوه برای انتشار انجام می دهند.

-         این مفهوم اولین بار توسط کرت لوین بکار برده شد،اطلاعات همیشه در کانالهایی قرار می گیردکه حاوی منطقه دروازه است.منطقه ای که در آنجا تصمیمها بر اساس مقررات بی طرفانه یا مقررات شخصی از سوی دروازبانان اتخاذ می شود.

مدل براس وستلی و مالکم مک لین

-         مدلی است که تفاوت بین ارتباط جمعی  با ارتباط میان فردی را بررسی می کند.

-         تفاوت عمده بین این دو را اینگونه توضیح می دهند:

1-     ارتباطات چهره به چهره در بر گیرنده بارهای عاطفی و احساسی بیشتری است.

2-     در ارتباطات چهره به چهره ،باز خورد به صورت سریع روی می دهد.

3-   در ارتباط چهره به چهره بین A و B یک نوع نظارت متقاطع انجام می شود. سهم این نظارت متقاطع برایA بیشتر ازB است.بین فرد Aو X با فرد B یک رابطه منظم وجود دارد.X  در واقع می تواند یک موضوع آشنا از دیدگاه B باشد.جهان تلفیقی از X هاست و این X ها ممکن است شامل X  های فرد A نیز باشند.B در حوزه حسی خود X های بالقوه نا محدودی دارد.و از میان X ها آنهایی را نتخاب می کند که به حداکثر خشنودی و رضایت منتج شود.

مساله مهم این است که این Xها یا پیامها،ویژگی های یک محرک را دارند و مثل هر محرکی ،به دنبال پاسخی ظهور خواهد کرد.

مثال: فرض کنید فرد B دارد از پنجره خانه اش بیرون را نگاه می کند ناگهان شعله هایی از آتش را در خانه همسایه می بیند.در این لحظه فرد B بر اساس X هایی که در واقع بدون A به او رسیده است باید پاسخ دهد و در آن وضعیت کاری بکند.

در این وضعیت به نقش دیگری احتیاج پیدا می شود که C نامیده می شود.این فرد C کسی است که در اوضاعی که تماس و مرتبط شدن از طرق دیگر برای B غیر ممکن است از او استفاده می کند.وجود فرد C سبب می شود که فرد B برای دستیابی به آن خشنودی و حل آن مسائل که مکررا" به آن اشاره شد از یک محیط گسترده تر استفاده کند.در واقع اثر افزایش نقشC ،گستردگی محیط برای B  است. 

-         بر اساس این مدل این پیام ها به دو صورت پیام مفید و غیر مفید تقسیم می شوند:

 

-         پیام مفید: پیامی است که با این هدف از سویA منشا گرفته که ادراک B را از یک X تقویت کند.

-         پیام غیر مفید: پیامی است که به B منتقل می شود(چه مستقیم و چه به وسیله یک C ) بدون قصد و منظوری برای تحت تاثیر قرار دادن B از سوی ارتباط گر.

مدل مک نلی

این مدل به نقش انواع ارتباط گران میانجی بین رویداد و گیرندگان نهایی اشاره می کند.برای نخستین بار در جریان اخبار بین المللی این مدل انتشار یافت.

در مدل مک نلی ،جریان اخبار به صورت فرضی  چنین در نظر گرفته می شود.اگر خبر نگار را بصورتc1 ،مسئول بنگاه خبری در آن شهر بصورت c2 و متن خبر ارسالی بصورت s در نظر بگیریم.خبری که در دسترس c2 قرار گرفته می شود ممکن است در دفتر منطقه ای  کمی تغییر کند و خلاصه آن در اختیار s1 قرار گیرد.این چر خه ادامه دارد تا خبر مذکور مسیر طولانی و پر از ارتباط گران میانجی را طی کند و به گیرندگان خبر برسد.

مک کوایل درباره این مدل می نویسد:« نخست حقیقت آن است که مهم ترین عمل دروازبانی خبر به ویژه در مورد اخبار بین المللی پیش از آنکه به روزنامه برسد اتفاق می افتد.دوم آنکه دروازبانی خبر صرفا"پذیرش یا رد یک خبر نیست بلکه میانجی ها اغلب شکل و ذات این مطلب را تا زمانی که بدست گیرندگان نهایی برسد تغییر می دهند.سوم،عمل دروازبانی خبر در مرحله انتشار از سوی وسیله ارتباط جمعی پایان نمی یابد بلکه گیرندگان ابتدایی خبرنیز اغلب نقش دروازه بانان خبر را برای دیگران ایفا می کنند و چهارم آنکه باز خورد کمتر اتفاق می افتد و اغلب اگر هم باشد با کمی تغییر انجام می شود.

مدل ارتباطی گربنر

این مدل نخستین بار در سال 1956 مطرح شد. ویژگی این مدل آن است که می تواند گونه های مختلف شرایط ارتباطی را توصیف کند. این مدل برای توصیف یک فراگرد ساده مثل پیام و رویدادهای مربوط به آن قابل استفاده است و می تواند پاسخهایی درباره طبیعت و اثر متقابل شناخت و ادراک از یک سو و تولید پیام از سوی دیگر عرضه کند.این مدل،هم برای پیام های کلامی و هم انواع پیامهای تصویری و گرافیکی قابل استفاده است.

مدل گرینبر سوالهای لاسول را بصورت زیر توسعه می دهدو مطرح می کند:

1-     یک شخص

2-     یک رویداد را درک می کند،

3-     وبه آن واکنش نشان می دهد،

4-     در یک شرایط و موقعیت خاص،

5-     به خاطر مقاصد و هدفهایی،

6-     توسط امکاناتی که در دسترس دارد،

7-     به شکل و فرمی خاص،

8-     و زمینه ای ویژه

9-     برای انتقال محتوا،

10- با نتایجی.

 ا لبته تمام این عناصر در داخل مدل گرنبر نشان داده نشده است.این مدل در سطوح مختلف مفید است و نشان می دهد که فراگرد ارتباط انسانی،یک فراگرد ذهنی ،انتخابی،متنوع و متغیر و غیر قابل پیش بینی است.در واقع سیستم ارتباط انسانی یک سیستم باز است.

یش مدل ارسطو

ارسطو ارتباط را علم نمی دانست.او هدف از ارتباط را ترغیب می دانست. این مدل شامل سه عنصر

-گوینده

گفتار

 مخاطب است

از دید ارسطو ارتباط فاقد ویژگی خاص واصول منظم می باشد.

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:07 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

تفاوت ارتباط از نظر نظریه پردازان

undefined

-     جان فیسک :در تعریف ارتباطات می گوید : ارتباط یعنی کنش متقابل اجتماعی از راه پیام ها یا به زبان دیگر رفتار متقابل اجتماعی از راه پیامها می شود ارتباط.

-     کلود شائول و اون ویور : ارتباط را پیام می داند و پیام هم تاثیر گذاری یک اندیشه بر اندیشه و تاثیر یک وجدان بر وجدان دیگر و آثار روانی و رفتاری که پدید می آورد می باشد .

-     چالز کولی : ارتباط را به وجود آورنده روابط انسانی می داند و همه مظاهر فکری و وسایل اشتغال در زمان و مکان بر پایه آن توسعه پیدا می کند .

-         ادوین امری : ارتباط انتقال اطلاعات و مفاهیم و افکار از یک شخص به شخص دیگر

-         محسنیان راد : ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده پیام

-     در حقیقت این نظریه پردازان بر یک جنبه خاص از تعریف  ارتباط اشاره کرده اند : مثلاً ادوین امری ارتباط را انتقال اطلاعات و مفاهیم می داند در صورتیکه کلود شائول و اون ویور بر جنبه تاثیر گذاری ارتباط تاکید کرده اند . چالز کولی بر جنبه جا به جایی ارتباط اصرار کرده است و یک تعریف کاملتر از دیگران ارائه داده است .

-     تمامی اینها درحقیقت به ما می فهمانند که فن انتقال پیام از فرستنده به گیرنده ارتباط می باشد که از سه عنصر اساسی پیام دهنده  -  پیام و پیام گیرنده تشکیل شده است که این ارتباط محدود به شخص به شخص نمی شود بلکه مهم نوع ارتباط را شامل می شود مستقیم یا غیر مستقیم  .



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-10:02 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

مبانی ارتباط جمعی

چارلز سندرس پیرس: نشانه و چیزی که برآن دلالت می کند و استفاده کنندگان را در سه عرصه مثلث دلالت می کند.

نشانه به چیزی غیر از خود یعنی موضوع وکسی که آنرا می فهمد یعنی مفسر ، برمی گردد . مهم این است که مفسر فقط استفاده کنننده از نشانه نیست  بلکه مفهوم ذهنی است که  هم نشانه و هم تجربه استفاده کننده موضوع در ایجاد آن دخیل است چرا که موضوعات معنای ثابتی ندارند بلکه طبق تجربیات استفاده کنندگان درون چارچوب هایی هم جون قراردادهای اجتماعی دستخوش تغییر می شوند.

با توجه به ویژگی و پتانسیل برنامه های تلویزیونی و با توجه به روند ارتباط تعاملی که با مردم ایجاد می کند همواره این امکان را ایجاد می کند تا تصاویر را برای مدتی در افکار عمومی قالب سازی کند . افکار عمومی یکی از عوامل پر قدرت جوامع در زمانهای مختلف بوده که این نیروی نامرئی منبع مهم اقدامات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در جوامع به شمار می رود تلویزیون به دلیل دیداری بودن آن بیش از سایر رسانه های مکتوب بر افکار تاثیر ویژه ای دارد و ماندگاری آن در ذهن بیشتر است .

در نتیجه می توان گفت تلویزیون در تمام جوامع به عنوان یک عضو اصلی و اساسی ، جای گفتگو ، بحث و همکاری و ابراز محبت را گرفته و به دلیل تنوع و جذابیت ، مخاطبان زیادی را مجذوب خود کرده است . . بنابراین تلویزیون امروزه مکانیسمی قابل دسترس است که به عنوان ماشین جار و جنجال برای منحرف ساختن و سر در گم کردن توده ها بهره برداری می شود .

-     مدل ای ریچارد را گرنل بسته بندی عامیانه نظریه ارتباطات خوانده است و نتیجه این مدل اینست که حادثه اساساً با آنچه دریافت می شود یکی نخواهد بود .

-     الگوی نیوکاپ : این مدل خطی نیست بلکه سه ضلعی می باشد و ما را با نقش ارتباط در جامعه با روابط اجتماعی آشنا می سازد و هدف از این مدل یا به عبارتی دیگر این مدل باعث می شود نظام اجتماعی تعادل خویش را حفظ کند .

-     مدل وستلی ، مک لین : چیزی که باعث گسترش و رواج این الگو در جامعه گردیده نیاز اجتماعی به اطلاعات میباشد که این مدل الهام گرفته از مدل نیوکاپ میباشد و دو تغییر اساسی در آن داده است که یک عامل وارد می شود که کارکرد سر دبیری دارد و دیگری روند تصمیم گیری را روشن می کند.

 



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-01:01 ق.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

وسایل ارتباط جمعی



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-12:45 ق.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

درباره ی کامپیوتر



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391-08:43 ب.ظ

نویسنده :معصومه آقامحمدی

تعریف ارتباط

ادوین امری (1367) در کتاب « مقدمه ای بر ارتباطات جمعی» برای ارتباط این تعریف را ارائه می دهد:

 « ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر

به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند. برای مثال وقتی انسان می خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به دیگری نشان می دهد. همچنین هنگامی که شخصی به شخص دیگر صبح به خیر می گوید با بیان شفاهی، دوستی و صمیمیت خویش را به او می فهماند.


کلود شانون و وارن ویور در تعریف ارتباط می گویند:
کلمه ارتباط معرف تمام جریانهایی است که بوسیله آن یک اندیشه می تواند اندیشه دیگری را تحت تأثیر قرار دهد به عبارت دیگر ارتباط سبب می شود که وجدان انسان در وجدان تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی گوناگونی پدید آورد.
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی درباطه ارتباط تعریف زیر را ارائه نموده است؛

« وقتی بحث ارتبط می شود منظور روزنامه ها، نشریه ها، مجله ها، رادیوها و تلویزیون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»

همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام ها و نتایج و آثار آنها را در بر می گیرد. ریموند ویلیمامز انگلیسی در کتاب ارتباطات خود درباره تعریف ارتباط چنین می نویسد:
«کلمه ارتباط در زبان انگلیسی از قدیم به معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی به شخص دیگر به کار رفته است

 اما اکنون این کلمه به معنای راه و وسیله حمل و نقل از مکانی به مکان دیگر نیز استعمال می شود. البته بهتر است وسایلی را که جهت انتقال افکار و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود، ارتباطات نامید. از جمله دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.»

 در تعریفی بسیار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:

 انتقال معانی یا پیام از طریق چندین نماد می دانند. به نظر این سه دانشمند زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند(ساروخانی،1371)


یکی از بهترین تعریفهایی که تاکنون درباره ارتباط بیان شده است، متعلق به چارلزکولی جامعه شناس آمریکایی به شرح ذیل است:
«ارتباط، مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و بوسیله آن بوجود می آید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا – کلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند همه را در بر می گیرند.»(معتمدنژاد،1375)


در تعریف کولی در مورد ارتباط که جامعترین تعریف محسوب می شد، چند عنصر وجود دارد که با تجزیه و تحلیل آنها اهمیت پدیده ارتباط و نقش وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به خوبی آشکار می گردند. این عناصر عبارتند از:
1. نخستین اندیشه مهم موجود در این تعریف، آن است که ارتباط را مبنای روابط انسانی تلقی می کند.
2. اندیشه مهم دیگر آن معرفی ارتباط به عنوان جریان خاصی است که روابط انسانی به استفاده از آن عملاً برقرار می گردند.
3. در این تعریف به عنصر دیگری که می توان آن را نمادگذاری و مظهر سازی (کلمات، علامات، تصویر و ماند آن) نامید و لازمه برقراری ارتباط بین انسانها نیز اشاره کرد.
4. آخرین عنصر، به وسیله انتقال است که موضوع و محتوای روابط انسانی (اطلاعات، افکار، تمایلات، تجربه ها و نظایر آن) را از شخصی به شخص دیگر یا از گروهی به گروه دیگر منتقل می کند.


از تعریف فوق، استنباط می شود که ارتباط رابطه انسانی را از حالت جوهر به مرحله وجود می رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در می آورد و به آن واقعیت تاریخی می دهد. به عبارت دیگر باید گفت رابطه انسانی بدون ارتباط مانند عکس یا تصویری است که هنوز ظاهر نشده یا مشخصات و حدود آن آشکار نگردیده است. یک موضوع دیگر در این تعریف، مکانیسم ارتباط است. کولی ارتباط را یک مکانیسم یا ترکیب و جریان خاصی می داند که معمولاً ضمن آن پیام های شخصی اشخاص یا گروهها که منشأ و منبع ارتباط نامیده می شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، کلمه، صدا و ...) از طرف فرد یا مرکز فرستنده ارتباط گر یا تهیه کننده پیام ها رمزگذاری می گردند و با استفاده از یک وسیله مجزا یا شبکه ارتباطی منتقل یا پخش می شوند و پس از دریافت از طرف فرد یا مرکز گیرنده و تبدیل نشانه و رمز به زبان عادی به مخاطب یا مخاطبان ارائه می گردد.
پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است.
در فرایند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراری رابطه بین دو فرد، دو موضوع، دو اندیشه یا بیشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراک فکر و اندیشه بین معلم و فراگیر یا فراگیران (شعبانی،13820)


به بیان دیگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پیام از فرستنده (معلم) به گیرنده (فراگیر) مشروط بر آنکه محتوای پیام مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام منتقل شود و بالعکس (احدیان،1368)
بر اساس مفاهیم و تعاریف ارائه شده اینگونه استنباط می شود که فقط انتقال یک پیام نمی تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جریان انتقال باید نوعی اشتراک دانسته ها بین فرستنده و گیرنده پیام وجود داشته باشد تا این دو بتوانند یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرات لازم را به وجود آورند.



نظرات()